بزرگترین سایت تفریحی

بزرگترین سایت تفریحی

بزرگترین سایت تفریحی
بزرگترین سایت تفریحی

بزرگترین سایت تفریحی

بزرگترین سایت تفریحی

داستان انگلیسی ١


.A woman had 3 girls

خانمی سه دختر داشت.

.One day she decides to test her sons-in-law

یک روز او تصمیم گرفت دامادهایش را تست کند

, She invites the first one for a stroll by the lake shore

.purposely falls in and pretents to be drowing

او داماد اولش را به کنار دریاچه دعوت کرد و عمدا تو آب افتاد و وانمود به غرق شدن کرد.

.Without any hestination,the son-in-law jumps in and saves her

بدون هیچ تاخیری داماد تو آب پرید و مادرزنش را نجات داد.

The next morning,he finds a brand new car in his driveway 

.with this message on the windshield

صبح روز بعد او یک ماشین نو " براند "را در پارکینگش پیدا کرد با این پیام در شیشهءجلویی.

 ! Thank you !your mother-in-law who loves you

متشکرم !از طرف مادر زنت کسی که تورا دوست دارد!

.A few days later,the lady does the same thing with the second son-in-law

 بعد از چند روز خانم همین کار را با  داماد دومش کرد.

.He jumps in the water and saves her also

او هم به آب پرید و مادرزنش را نجات داد.

.She offers him a new car with the same message on the windshield

او یک ماشین  نو" براند "با این پیام بهش تقدیم کرد.

 ! Thank you ! your mother-in-law who loves you

متشکرم ! مادرزنت کسی که تو را دوست دارد!

.Afew days later ,she does the same thing again with the third son-in-law

بعد از چند روز او همین کار را با داماد سومش کرد.

, While she is drowning  

: the son-in-law looks at her without moving an inch and thinks

زمانیکه او غرق می شد

 دامادش او را نگاه می کرد بدون  اینکه حتی یک اینچ تکان بخورد و به این فکر می کرد که:

 !Finally, it  is about time  that this old witch dies

بالاخره وقتش رسیده که این پیرزن عجوزه بمیرد!

 . The next morning ,he receives a brand new car with this message 

صبح روز بعد او یک ماشین نو" براند " با این پیام دریافت کرد.

 .Thank you! Your father-in-law

متشکرم!  پدر زنت ! 


I'm the Girl


I'm the girl who sits at the back.

I'm the girl who always hides.

I'm the girl that nobody speaks to.

I'm the girl with no friend by my side.



I' m the girl who doesn't care.

I'm the girl who doesn't speak.

I'm the girl who's pushed around.

I'm the girl they all call weak.



I'm the girl who gets no peace.

I'm the girl who gets no sleep.

I'm the girl who's all alone.

I'm the girl who sits and weeps.



I'm the girl who lives in fear.

I'm the girl who has no use.

I'm the girl that tries to smile.

I'm the girl that they abuse.



I'm the girl who has no life.

I'm the girl who tries to run.

I'm the girl who you ignore.

I'm the girl who has no fun.



I'm the girl who tells no one.

I'm the girl who hates my school.

I'm the girl they love to hurt.

I'm the girl who's so not cool.



I'm the girl who wants to escape.

I'm the girl who wants a friend.

I'm the girl that no one sees.

I'm the girl who wants the pain to end.

-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0-0


عروسی رفتن دخترها و پسرها (طنز)

عروسی رفتن دخترها و پسرها (طنز)

عروسی رفتن دختر خانم ها

دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه خاطرش اینه که: من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار «پرو» لباس داره…

ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!

بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد… حالا متناسب رنگ لباس، آرایش صورتش رو تعیین می کنه… اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش کم داره رو تهیه می کنه… حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه…

البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامش حفظ بکنه…

یه رژیمی هم برای پوست اش می گیره…! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرم!

ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی (اینا دستور غذا نیستا!) گرفته تا لیموترش

خوب، روز موعد فرا می رسه!

ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه (انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم… بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون… (البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره… که تا ساعت 11 در حمام تشریف دره!)

بعد از ناهار…!

لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعدازظهر…

توی آرایشگاه کلی نظرخواهی می کنه از اینو اون که چی کار بهترتره، هرچی هم ژورنال زیبایی هست رو می گرده آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!!

ساعت 3 می رسه خونه…

بعد از پوشیدن لباس که خیلی محتاطانه صورت می گیره (که مدل موهاش خراب نشه) یه عکس یادگاری می گیره که بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!!

ساعت 8 عروسی شروع می شه… یه جوری راه می افته که نیم ساعت زودتر اونجا باشه!!

عروسی رفتن آقا پسرها

اگر دو، سه هفته قبل بهشون بگی یا دو، سه ساعت قبل هیچ فرقی نمی کنه!!

روز عروسی، ساعت 12 ظهر از خواب بیدار می شه… خیلی خونسرد و ریلکس! صبحانه خورده و تمام برنامه های تلویزیون رو می بینه!

ساعت 6 بعدازظهر، اون هم حتما با تغییر جو خونه که همه دارن حاضر می شن یادش می افته که بعله.. عروسی دعوتیم…!

بعد از خبردارشدن انگار که برق گرفته باشتش…! می پره تو حموم…

توی حموم از هولش، صورتشم می بره…! (بستگی به عمق بریدن داره، ممکنه مجبور بشه با همون چسب زخم بره عروسی!)

صورتش رو اصلاح کرده، نکرده (نصف بیشتر موهارو تو صورتش جا می زاره!!) از حموم می یاد بیرون…

ساعت 6:30 بعد از ظهره… هنوز تصمیم نگرفته چه تیپی بزنه،رسمی باشه یا اسپرت…!

تازه یادش می افته که پیرهنش رو که الان خیلی به اون شلوارش می یابد اتو نکرده! شلوارشم که نگاه می کنه می بینه چند روز پیش درزش پاره شده بوده و یادش رفته بوده که بگه بدوزن..!!

کلی فحش و بده و بیراه به همه می ده که چرا بهش اهمیت نمی دن و پیراهنش که توی کمد لباساش بوده رو پیدا نکردن و اتو نکردن و چرا از علم غیبشون استفاده نکردن که بدونن شلوارش نیاز به دوختن داره…!

خلاصه… بالاخره یه لباس مناسب با کلی هول هول کردن پیدا می کنند و می پوشه (البته اگر نیاز بود که حتما به کمد لباس پدر و برادر هم دستبرد می زنه!!)

ساعت 8 شب عروسی شروع می شه، ساعت 9:30 شب به شام عروسی می رسه..! البته اگر از عجله زیادش، توی راه تصادف نکرده باشه دیرتر از این به عروسی نمی رسه

جوک سال ٩٢

دخترﻩ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺩﻭﺳﺘﻢ،ﮔﻔﺖ ﺳﯽﺩﯼ ﺁﻫﻨﮕﻢ ﺭﺍﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﺁﺭﻩ، ﭼﻪ ﺳﺒﮏ ﺁﻫﻨﮕﯽ ﻣﺪ ﻧﻈﺮﺗﻮﻧﻪ؟
ﮔﻔﺖ " ﯾﻪ ﺳﯽﺩﯼ ﺁﻫﻨﮓﺑﯽﺻﺪﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ". ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﺑﯽﮐﻼﻡ ﺑﻮﺩ.
منم یه سﯽ ﺩﯼ ﺧﺎﻡ ﺑﻬﺶ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﺮﻩ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﻪ ﺣﺎﻟﺸﻮ ﺑﺒره
کصافطم خودتی

پیف پیف... أه... چه بوی گندی... خفه شدیم. چه خبرته بابا؟! مگه چی خوردی؟
حـــمیـــــــــــــــد!
(تبلیغ کنسرو لوبیای تبرک)!


جوک سال ٩٢

اگر طاووس برای ناز کردن و روباه برای فریب دادن وتمساح برای اشک ریختن وکلاغ برای

قارقار کردن داشته باشی دیگر نیازی به زن گرفتن نداری
*
*
*
*
*
*
غضنفر سر توالت فرنگی با یکی دعواش میشه

ازش میپرسن چی شده؟

میگه من یه هفته ست که دارم از این چشمه آب میخورم

آقا اومده ریده توش...
*
*
*
*
*
*
*
یادت باشه دنباله ۳چیز ندویی :

۱ـ اتوبوس ، مترو ، دختر !

حالا چرا ؟ چون هر کدومشون برن ۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد !!!
کابینه زندگی مشترک:

زن=وزیر سلب آسایش ، شوهر= وزیر کار ، مادر زن= وزیرجنگ ، مادر شوهر=وزیر

اغتشاشات ، خواهر زن= جاسوس دو جانبه ، خواهر شوهر= وزیراطلاعات و بازرسی

پدر زن= وزیر ارشاد ، پدر شوهر= رئیس تشخیص مصلحت !
*
*
*
*
*
فرهنگ لغات زنان :

۱٫ آره یعنی نه

۲٫ نه یعنی آره

۳٫ ما با ید با هم حرف بزنیم یعنی بشین فقط گوش کن

۴٫ هر کار دوست داری بکن یعنی بکن ولی بعد دهنت سرویسه

۵٫ چقد منو دوست داری ؟ یعنی یه گندی زدم می خوام بگم

۶٫ دو دقیقه دیگه حاضرم یعنی دو ساعت علافی !!
*
*
*
*
*
*
*
پدر برای اولین بار دید که دخترش به جای اینکه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از یک ربع

حرف زدن تلفن رو قطع کرد. پدر پرسید:

کی بود؟ دختر جواب داد: شماره رو عوضی گرفته بود !
*
*
*
*
*
*
*
مامانه داشته واسه بچه اش لالائی میخونده

بعد از 15 دقیقه بچه میگه :





خوب دیگه مامان خفه شو میخوام بخوابم!!!
این تاحالا واستون اتفاق افتاده؟؟؟؟*
*
*
*
*
*
*
خداوند زمین را آفرید و گفت :

به به چه زیباست.سپس مرد را آفرید و گفت : جانمی این دیگه آخرشه !

و بعد هم زن را آفرید و با کمی اخم گفت : اشکالی نداره آرایش میکنه !!!

سر این یکی خودم 15 دقیقه خندیدم
*
*
*
*
*
*
*
خب دنبال چی هستی لابد تموم شده دیگه